دوشنبه05292017

Last updateیکشنبه, 16 فوریه 2014 6pm

Back برگه نخست دانستنی ها شخصیت های برتر ویلی برانت؛ شهروند آلمان، اروپا و جهان

ویلی برانت؛ شهروند آلمان، اروپا و جهان

ویلی برانت علیه آدولف هیتلر و فاشیست های اروپایی مبارزه کرد، شرق و غرب را آشتی داد و کشورهای صنعتی و رو به توسعه را دور یک میز جمع کرد. هژدهم دسمبر امسال صدمین سالروز تولد این صدر اعظم اسبق آلمان است.

ویلی برانت
ویلی برانت به تاریخ هفتم دسمبر 1970 عازم پولند شد. او می خواست یک قرارداد عدم خشونت میان دو جانب و به رسمیت شناسی مرزهای پس از جنگ را امضا کند. کار ساده ای نبود، اما او 25 سال بعد از ختم جنگ جهانی دوم آن را انجام داد. برانت به عنوان نخستین صدراعظم آلمان فدرال به کشورهایی سفر کرد که از سوی آلمان مورد تاخت و تاز بی رحمانه قرار گرفته و اشغال شده بودند. او به وارسا سفر کرد، شهری که ناسیونال سوسیالیست ها (نازی ها) صدها هزار یهودی را در گیتوها انداختند، به اردوگاه های کار اجباری فرستادند و به قتل رساندند؛ شهری که نازی ها آن را کاملاً ویران کرده بودند. او می دانست که یک ژست ویژه نیاز است تا از پولند تقاضای عفو و بخشش شود. و او این ژست را دقیقاً در زمان مناسب اش یافت.
ویلی برانت درسال 1970 در وارسا در پای بنای یادبود قهرمان گیتوها درحال زانو زدنبرانت وقتی در پیش روی "مجسمه قهرمان گیتوها" اکلیل گل گذاشت، پیش روی قربانیان تنها سر خم نکرد، بلکه زانو زد و بیشتر از یک دقیقه به تامل فرو رفت. در میان حاضران در آن لحظه سکوت کامل حکمفرما بود. تنها صدای دوربین های عکاسی شنیده می شد.
تصویرهای "زانو زدن وارسا" به نقاط مختلف جهان رسید و حالا به مشهورترین مقطع در تاریخ آلمان تبدیل شده است. آلفرید گروسر آن زمان را به خاطر آورده می گوید: «او (برانت) که مدت طولانی علیه هیتلر مبارزه کرده بود، بار – و نه تقصیر – گذشته را به گردن گرفت». برای گروسر که در سال 1933 به عنوان یک کودک یهودی از شهر فرانکفورت ام ماین آلمان از دست نازی ها فرار کرده و به فرانسه رفته بود، این اقدام ویلی برانت "لحظه ای بزرگ" بود که هنوز برایش اهمیت دارد.
این اقدام متواضعانه صدر اعظم آن زمان آلمان از سوی برخی در داخل کشور و همچنان در پولند مورد انتقاد شدید قرار گرفت و حتی به دیده حقارت نگریسته شد. اما یک مساله برای جهان روشن است: ویلی برانت یک آلمان دیگر، آلمان صلح آمیز را به تصویر کشید. ویلی برانت یک سال بعد از آن در اسلو، پایتخت ناروی، جایزه صلح نوبل را به دست آورد.
کودک قرن بیستم
او به تاریخ 18 دسمبر 1913 در شهر لوبیک در شمال آلمان تولد شد و نامش هیربرت ایرنست کارل فراهام بود. پدر کلان اش او را با حزب سوسیال دموکرات (اس پی دی) در ارتباط ساخت و او بعداً وارد حزب رادیکال کارگران سوسیالیست شد، حزبی که به زودی بعد از قدرت گرفتن هیتلر در 1933 ممنوع گردید. او توانست زیر نام مستعار ویلی برانت در همان سال به ناروی فرار کند. آنجا او نه تنها علیه رژیم هیتلر بلکه علیه همه حاکمان فاشیست اروپا مبارزه کرد و در جنگ داخلی هسپانیا نیز مدتی را در این کشور گذراند.
برانت در سال 1947 به آلمان بازگشت و در کشورش با اتهاماتی رو به رو شد. فرانس یوزف اشتراوس، سیاستمدار آلمانی، تلاش کرد او را خاین به کشور به نمایش بگذارد: «روزی فرا خواهد رسید که از آقای برانت سوال شود که در طول 12 سال در خارج چی می کرده است؟... ما می دانیم که ما در داخل چی می کردیم». برای آلفرید گروسر، دانشمند علوم سیاسی فرانسوی غیرقابل باور است که آن زمان چه اندازه به ویلی برانت در آلمان به دید خصمانه دیده می شد: «در این جا جنگجویان مقاومت نام های مخفی شان را حفظ می کردند. این زیبا و پسندیده است».
ویلی برانت در سال 1957 توانست با وجود همه این ناملایمات شاروال/ شهردار برلین شود. این مقام در آن زمان که برلین تحت سلطه چهار قدرت پیروز جنگ جهانی قرار داشت، نیازمند مهارت های دیپلوماتیک بود. تنها این نبود که جان اف کنیدی، رییس جمهور آن زمان امریکا در سفر به برلین در سال 1963 خود را یک "برلینی" عنوان کرد، بلکه این شهر توجهات زیادی را به خود جلب کرد. ویلی برانت در سال 1966 وزیر خارجه و در سال 1969 صدر اعظم آلمان گردید. او دشواری های سیاسی را تجربه کرد، مانند ساخت دیوار برلین که دستان اش را بست. او با "سیاست گام های کوچک" خود در مسیر نزدیکی میان شرق و غرب به موفقیت دست یافت. او در واقع روی یخ حرکت می کرد و غالباً خودش میان جبهات به مشوره می پرداخت. به همین ترتیب، فروپاشی دیوار برلین در سال 1989 مدیون تلاش های او نیز است.
ویلی برانت در سال 1977 در کمیسیون شمال و جنوب
از شرق و غرب به شمال و جنوب
شریدت رامپهال که خود یک شهروند جهانی است، در گویان متولد شده و سال های طولانی دبیرکل کشورهای مشترک المنافع بود، می گوید: «ویلی برانت در جایگاه فراتر از هویت ملی، نژاد و دین قرار گرفت. او به مفهوم واقعی کلمه یک شهروند جهانی بود... او به این باور داشت که کل جهان برایش وطن است و این مکلفیت اش به عنوان یک شهروند جهانی است که این جهان را جای بهتری بسازد». اما آنچه که امروز به فراموشی سپرده شده این است که ویلی برانت تنها برای آشتی میان شرق و غرب تلاش نکرد بلکه همچنان در یک چهارچوب جهانی برای آشتی میان شمال و جنوب نیز کار نمود.
در سال 1977 روبرت مک نامارا، رییس بانک جهانی یک کمیسیون مستقل را برای پیشبرد مسایل توسعه یی بنیان گذاشت. قرار بود این کمیسیون یخ روابط کشورهای صنعتی شمال و کشورهای در حال توسعه جنوب را بشکند. و چی کسی می توانست بهتر از ویلی برانت که قبلاً میان شرق و غرب میانجیگری کرده بود، ریاست این کمیسیون را به عهده بگیرد؟
برانت درسال 1971 در اسلو هنگام اهدای جایزه صلح نوبل
برانت درسال 1971 در اسلو هنگام اهدای جایزه صلح نوبل
تصور "یک جهان"
رامپهال که خودش عضو کمیسیون موسوم به "شمال - جنوب" یا "برانت" بود، می گوید: «او (برانت) میان کشورهای در حال توسعه از افریقا تا آسیا مورد پذیرش و تحسین قرار داشت. برانت مورد اعتماد بود». سیاستمداران و دانشمندان 18 کشور در این کمیسیون زیر ریاست برانت تلاش کردند تا راه مشترکی برای ایجاد یک نظام منصفانه جهانی را هموار سازند. رامپهال می گوید: «طبیعی است لحظاتی وجود داشت که به نظر می رسید ما هرگز به توافق نمی رسیم، اما ویلی برانت از توانایی بزرگ خود استفاده می کرد تا دو طرف را بفهماند که یافتن راهی برای پایان دادن به شکاف میان کشورهای فقیر و غنی به نفع هردو جانب است».
این کمیسیون در سال های 1980 و 1982 با ارائه دو گزارش ایجاد نظام منصفانه جهانی را پیشنهاد کرد. رامپهال می گوید که همه پیشنهادهای ارائه شده زیر رهبری ویلی برانت مانند خلع سلاح، مسایل محیط زیست، رشد جمعیت، انتقال تکنولوژی، حقوق زنان و سیستم حمایت از تولیدات زراعتی، امروز نیز برجستگی دارند. اما امروز باز هم بیشتر منافع ملی در اولویت قرار دارد و به این دلیل، رامپهال می گوید: «ما به اشخاصی مانند ویلی برانت ضرورت داریم». به باور او، هرچند این کمیسیون به دلیل منازعه های سیاسی جدید در جهان پیشرفت های شگرف آنی نداشت، اما پروسه ای را شروع کرد که لحن تعامل میان شرق و غرب را به صورت پایدار تغییر داد. رامپهال ادامه می دهد: «برانت دست آوردهای بزرگی برای اروپا داشت. به این دلیل به دست آوردن جایزه صلح نوبل حق او بود. چیزی که او در کمیسیون شمال – جنوب به آن نایل شده بود، همین طور قابل ستایش بود... کسی نمی تواند جایزه نوبل را دو بار به دست آورد، اما او توانست».

آمار بازدید تارنما

نمایش تعداد مطالب
588623

ما 60 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

G+