جمعه11242017

Last updateیکشنبه, 16 فوریه 2014 6pm

Back برگه نخست دانــشــکـده مبانی اقتصاد درس دهم مبانی اقتصاد - عرضه و تقاضا

درس دهم مبانی اقتصاد - عرضه و تقاضا

 

عرضه و تقاضا دو واژه ای هستند که اقتصاددانان بسیار به کار می برند. عرضه و تقاضا دو نیرویی هستند که اقتصاد را می رانند و بازار را شکل می دهند.

 

بازار چیست؟

بازار مجموعه ای از خریداران و فروشندگان یک کالا یا خدمت را می گویند. در بازار خریداران میزان تقاضا (Demand) و فروشندگان میزان عرضه (Supply) را معین می کنند. بازار می تواند اشکال مختلفی به خود بگیرد. گاهی این بازار بسیار سامان داده شده است و گاه کمتر.

 

بازار رقابتی چیست؟

بازار پفک (پوقانه) را در نطر بگیرید. بازار پفک بازاری است به شدت رقابتی. تعداد بسیاری تولیدکننده و فروشنده در این بازار حضور دارند. یک خریدار می داند، فروشنده های بسیار زیادی حضور دارند که می تواند کالای آنها را بخرد و خریداران بسیار دیگری نیز هستند که کالای آن فروشندگان را بخرند.

فروشنده نیز می داند که فروشندگان بسیار دیگری با کالایی کم و بیش مشابه کالای او در بازار وجود دارند و خریداران زیادی نیز هستند که کالای او را بخرند. در نتیجه قیمت و کمیت پفک موجود در بازار توسط یک فروشنده یا خریدار معین نمی شود. قیمت و کمیت پفک موجود در بازار توسط رفتار تمامی فروشندگان و خریداران تعیین می شود. چنین بازاری یک بازار رقابتی (Competitive Market) است.

بازار رقابتی به بازاری گفته می شود که در آن تعداد زیادی فروشنده و خریدار حضور دارند و هر یک از آنها به تنهایی اثر کمی در تعیین قیمت بازار دارند. بازار کاملا رقابتی (Perfectly Competitive Market) بازاری است که دو شرط در آن برقرار باشد. اول کالای عرضه شده در بازار کاملا یکسان است و دوم اینکه فروشندگان و خریداران چنان زیادند که هیچ یک به تنهایی نمی توانند در تعیین قیمت بازار موثر باشند. از آنجا که بازار کاملا رقابتی است و خریداران و فروشندگان باید پذیرای قیمت باشند به آنها قیمت پذیر (Price Taker) می گویند.

برخی بازارها هستند که شرایط بازار کاملا رقابتی در آنها تقریبا صدق می کند. به عنوان مثال  بازار گندم را در نظر بگیرید. تعداد زیادی خریدار و فروشنده در آن وجود دارند و هیچ کس نمی تواند به تنهایی تعیین کننده قیمت باشد یا بر آن اثر چندانی داشته باشد.

همه کالاها در بازار رقابتی کامل فروخته نمی شوند. برخی بازارها تنها یک فروشنده دارند که به آنها مونوپولی (Monopoly) می گویند. عمده بازارها در میانه این دو سر یعنی بازار رقابتی کامل و مونوپولی قرار دارند. با این حال در نظر گرفتن بازار در شرایط  دو سر طیف به ما کمک می کند در آغاز بتوانیم تحلیل بهتری از بازار ارائه بدهیم. بنابراین در بحث هایمان، ما بازار را بازار رقابتی کامل در نظر می گیریم.

تقاضا: میزان تقاضا برای یک کالا حجمی از آن کالا است که خریداران طلب می کنند و توانایی خریدش را دارند. عوامل بسیاری بر میزان تقاضا موثرند. قانون تقاضا می گوید در وضعیتی که همه عوامل دیگر ثابت باشند وقتی قیمت کالا بالا برود میزان تقاضا برای آن کاهش می یابد. نموداری که رابطه میان قیمت کالا و تقاضا برای آن را نشان می دهد را نمودار تقاضا می گویند. نمودار تقاضا در بازار در واقع برآیند نمودارهای تقاضای خریداران مختلف در بازار است. نمودار تقاضا نموداری نزولی است.

گفتیم که عوامل متعددی بر تقاضا موثرند. در ادامه تغییر در هر یک از این عوامل با ثابت در نظر گرفتن دیگر عوامل را بررسی می کنیم.

قیمت: گفتیم که وقتی قیمت بالا می رود، تقاضا کم می شود و وقتی قیمت کاهش یابد، تقاضا افزایش می یابد. به عبارتی دیگر در این شرایط ما بر روی نمودار تقاضا حرکت کرده و بالا و پایین می رویم.

درآمد: چه اتفاقی می افتد وقتی درآمد تغییر کند؟ به عبارتی وقتی که قدرت خرید افزایش یا کاهش یابد.

نوشابه را در نظر بگیرید. فرض کنید در آمد شما کاهش یابد، طبیعی است که تقاضا برای نوشابه کاهش یابد. به چنین کالایی کالای عادی گفته می شود. بنابراین کالای عادی کالایی است که تقاضا برای آن با افزایش در آمد افزایش می یابد یا به عبارتی تغییرات در تقاضا برای آن رابطه مستقیم با تغییرات در درآمد خریدار دارد.

اکثر کالاها چنین هستند ولی آیا کالایی هست که چنین نباشد؟ یعنی وقتی درآمد شما افزایش می یابد تقاضا برای مصرف آن کاهش یابد؟ بله، چنین کالاهایی وجود دارند. یک مثال خوب برای چنین کالایی بلیط اتوبوس است. . وقتی وضع شما خوب می شود، احتمال اینکه اتوبوس سوار شوید کاهش می یابد و احتمالا تاکسی یا اتومبیل خودتان را سوار خواهید شد. به این کالاها کالای پست گفته می شود.

تغییر در درآمد اما منجر به حرکت بر روی نمودار تقاضا نمی شود بلکه آن را جابجا می کند. افزایش درآمد منحنی تقاضا را به سمت راست و کاهش آن منحنی تقاضا را به سمت چپ جابجا می کند.

قیمت کالاهای مرتبط: فرض کنید قیمت یخمک پایین بیاید. بنابر قانون تقاضا، میزان تقاضا برای یخمک بالا خواهد رفت. این چه اثری بر تقاضا برای بستنی خواهد گذاشت؟ تقاضا برای بستنی پایین خواهد آمد. یخمک و بستنی را کالاهای جایگزین (Substitute Goods) می نامند. هر گاه بالا رفتن تقاضا برای یک کالا منجر به کاهش تقاضا برای کالای دیگری شود، آن کالاها را کالای جایگزین می نامند. کالاهای جایگزین معمولا کالاهایی هستند که به جای یکدیگر استفاده می شوند. مثل هات داگ و همبرگر یا بلیط سینما و اجاره ویدئو.

حالا فرض کنید قیمت بنزین رشد چشمگیری بکند، چه اتفاقی می افتد؟ طبیعتا تقاضا برای بنزین کاهش می یابد. این اتفاق چه تاثیری بر تقاضا برای اتومبیل خواهد داشت؟ طبیعی است با بالا رفتن قیمت بنزین تقاضا برای خرید اتومبیل هم کاهش یابد و تعداد بیشتری به فکر استفاده از وسایل نقلیه عمومی بیفتند. بنزین و اتومبیل کالاهای مکمل یکدیگرند. هر گاه بالا رفتن تقاضا برای یک کالا منجر به بالا رفتن تقاضا برای کالای دیگری شود، آن دو کالا را کالای مکمل (Complement Goods) می نامند.

گفتیم که افزایش قیمت کالای جایگزین منجر به افزایش تقاضا برای خود کالا می گردد. بنابراین افزایش قیمت کالای جایگزین، منحنی تقاضا را به سمت راست و کاهش قیمت آن منحنی تقاضا را به سمت چپ جابجا خواهد کرد.

گفتیم که افزایش قیمت کالای مکمل منجر به کاهش تقاضا برای خود کالا خواهد شد. بنابراین افزایش قیمت کالای مکمل موجب جابجایی منحنی تقاضا به سمت چپ و کاهش قیمت کالای مکمل موجب جابجایی منحنی تقاضا به سمت راست خواهد شد.

پیش بینی وضع آینده: پیش بینی شما از وضعیت تان در آینده در میزان تقاضا موثر خواهد بود. اگر گمان ببرید آینده خوبی پیش رو خواهید داشت، تقاضای تان افزایش خواهد یافت. اگر گمان ببرید آینده خوبی نخواهید داشت، تقاضای تان کاهش خواهد یافت.

جدول زیر اثر تغییر در متغیرهای مذکور را بیان می کند:

 

مطالعه موردی

دو راه کاهش تقاضای برای سیگار

سیاستگزاران همواره مایلند مصرف سیگار را کاهش بدهند چرا که مصرف سیگار اثرات زیان بار بسیاری بر افراد و جامعه می گذارد. دو راه برای کاهش تقاضای سیگار وجود دارد. یک راه آن است که منحنی تقاضا را جابه جا کرده، به سمت چپ منتقل کنیم. راه دیگر این است که در امتداد منحنی تقاضا به سمت بالا حرکت کنیم.

برای جابجا کردن منحنی تقاضا برای سیگار می توان از سیاست هایی همچون تبلیغات هشدار دهنده اجباری بر روی پاکت های سیگار، ممنوع کردن تبلیغات سیگار در تلویزیون و... استفاده کرد. این موارد سیاست هایی هستند که می توانند موجب کاهش تقاضا برای سیگار در هر قیمتی از طریق جابه جا کردن منحنی تقاضا شوند.

راه دیگر این است که قیمت سیگار افزایش یابد یا به عبارتی بر روی منحنی تقاضا به سمت بالا حرکت کنیم. دولت ها می توانند با افزودن بر مالیات، موجب افزایش قیمت سیگار و در نتیجه کاهش تقاضا برای سیگار شوند.

در بررسی هایی که انجام شده است، اقتصاددانان دریافته اند که افزایش ده درصدی قیمت سیگار موجب کاهش ۴ درصدی تقاضا می شود. عمده کسانی که نسبت به این افزایش حساسند و با افزایش قیمت مصرف شان را کم می کنند، نوجوانان هستند.

بگذارید کمی مسئله را بیشتر بررسی کنیم و مطالبی که خوانده ایم را نیز به کار ببندیم. برخی ادعا می کنند که افزایش قیمت سیگار موجب می شود که مصرف کنندگان به سمت مصرف حشیش بروند. در واقع آنها مدعی اند که این دو کالا جایگزین یکدیگر هستند. مطالعات بسیاری نشان می دهند که سیگار دروازه ای به سمت مصرف دیگر مواد مخدر است و کاهش قیمت سیگار رابطه معناداری با افزایش مصرف حشیش دارد. به عبارتی حشیش و سیگار کالاهایی مکمل هستند و نه کالاهای جایگزین.

 

 

ادامه دارد....

(درس گذشته: درس نهم مبانی اقتصاد - مزیت مطلق )

 

آمار بازدید تارنما

نمایش تعداد مطالب
691027

ما 12 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

G+